خانه
تاریخچه ، روانشناسی و اهمیت بازی در رشد کودکان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه, 30 دی 1390 ساعت 03:40

روانشناسي بازي

 



انسان نياز به حركت و جنبش دارد و بازي بخش مهمي از اين نياز است.

هر فرد براي رشد ذهني و اجتماعي خود، نيازمند انديشه و تفكر است و بازي خمير مايه اين تفكر و انديشه است.

آمادگي جسمي و روحي براي مقابله با مشكلات بخشي از فلسفه ي بازي كودكان است، بنابراين بازي هر چه گسترده تر، پيچيده تر و اجتماعي تر باشد كودك از مصونيت رواني بيشتري برخوردار مي شود.

كشف دنياي اطراف بخش ديگري از فلسفه بازي است كه كودك حس كنجكاوي خود را از اين طريق ارضا مي كند.

بازي تن و روان كودك را ايمني مي بخشد و مسؤوليتهاي اجتماعي و اقتصادي را كه در آينده بايد بدوش كشيد به او مي آموزد.

كودك با بازي كردن موقعيتي بدست مي آورد تا اعتقادات، احساسات و مشكلات خود را پيدا كند و مهارتهاي زندگي را بياموزد.

\" رابرت وايت\" ميگويد: ساعات زيادي را كه كودكان صرف بازي مي كنند نمي توان به هيچوجه تلف شده تلقي نمود، بازي ممكن است شادي بخش باشد ولي در دوران كودكي يك كار جدي است .

بدون ترديد بازي بهترين شكل فعاليت طبيعي هر كودك محسوب ميشود.

تعـــــريف بـــازي :

به هرگونه فعاليت جسمي يا ذهني هدفداري كه به صورت فردي يا گروهي انجام پذيرد و موجب كسب لذت و اقناع

نيازهاي كودك شود، بازي مي گويند


كودكان جهان اهل هر كجا و از هر مليت و مذهبي و هر قوم و قبيله‌اي كه باشند، نياز به بازي دارند و بازي مي‌كنند.

فراموش نكنيم كه بزرگسالان هم گهگاهي و از روي تفنن چنين نيازي را حس مي‌كنند.

حتي حيوان هم نياز به بازي دارد.

پس مي‌گوييم آدميان در هر سن و سالي كه باشند، بازي مي‌كنند.

پير ، جوان ، نوجوان و كودك فرقي نمي‌كند. هر كس قسمتي از وقت شبانه روز خود را صرف بازي و تماشا مي‌كند تا لحظه‌اي از رنج جهان بيرون و دنياي جدي را فراموش كند.

اما دنياي جدي كودك همان دنياي بازي است.


كودك با بازي بزرگ مي‌شود، تحول مي‌يابد و به سمت كمال مي‌رود.

كمال جسمي ، كمال عقلي و كمال احساسي. اين تغييرات و اين تكامل ممكن است از چشم پدر و مادر و نزديكان كودك دور بماند.

اما از ديد روان شناسان و محققان اين زمينه ، بويژه آنان كه براي معرفت روح و روان كودك در تلاشند ، دور نمانده است.


تاريخچه بازي



بازي از آغاز حيات آدمي با او همراه بوده است.

زيرا بازي جزئي از حيات او است.

بنابراين قدمت بازي با پيشينه بوجود آمدن آدمي يكي است.

طبعا همچنانكه سابقه زندگي انسان به دو بخش پيش از تاريخ و دوره تاريخي تقسيم مي‌شود، بازي هم سابقه‌اش به پيش از تاريخ مي‌رسد.

چون آدمي در طول حيات خود با دگرگونيها همراه بوده است، طبعا بازي هم كه ساخته و پرداخته آدمي است، دگرگون شده و پاره‌اي از انواع آن به مرور زمان از ميان رفته است و پاره‌اي ديگر كمال يافته و قسمتي هم در تحول ايام بوجود آمده است.


بي شك انسان نخستين با تشكيل اجتماعات بدوي خود به بازي‌هاي دسته جمعي از قبيل تقليد حركات و صداي آنها چه هنگام حمله و فرار ، چه موقع برخوردهاي دوستانه و يا تكرار اعمال خود در هنگام شكار يا جنگ با دشمن به صورت رقص يا هنگام پرستش ارواح و نيروهاي مرموز و خدايان نوعي بازي نمايشي داشته‌اند كه آنها را سرگرم مي‌كرده و از اين فعاليتها لذت مي‌برده‌اند.

نوع ديگري از بازي كه مورد توجه انسان نخستين بوده است، ظاهرا بايد بازي با سنگ و چوب ، درخت و با حيوانات به عناوين مختلف ميان آنها رايج بوده باشد. طبعا بازي با همين مواد او را به ساختن و تعبيه وسايل زندگي رهنمون شده است.




 

تاثیر بازی بر هوش کودک :

تحقيقات ثابت كرده كه بيشترين هوش انسان در اين دوره 6 ساله شكل مي گيرد.

سطح هوش به نوبه خود بر ميزان اثر بخشي فرد بر محيط و شيوه نگاه او بر جنبه هاي مختلف زندگي تاثير مي گذارد.

كسي كه هوش بالايي دارد، مثبت مي انديشد ، با قضايا اميدوارانه برخورد مي كند ، اعتماد به نفس دارد ، با استحكام و اطمينان در عرصه پيكار زندگي گام بر مي دارد ، شكست‌ها را نه به معناي مانعي براي پيشرفت كه در شكل سكوي پرتابي براي موفقيت مي بيند و در نهايت به صورت مديري موفق ، بازرگاني موفق ، معلمي موفق ، مهندسي موفق ، رهبري موفق براي اطرافيانش ، همسري موفق در خانواده اش و شهروندي سربلند در جامعه اش ظاهر مي شود.

بنابراين تمام موفقيت هاي انسان ريشه در ميزان برخورداري او از عامل حياتي هوش دارد.


هوش ، با آن همه اهميت حياتي كه دارد ، گرچه در ابتدا يك عامل ژنتيكي است و ميراث ساختار فيزيولوژيكي والدين ، ليكن در اثر تاثيرات محيط قابل پرورش و ارتقا ست.

اثرات چنين پرورشي ، اعم از مثبت يا منفي ، قاطع ، پايدار و غيرقابل برگشت است و تا پايان زندگي بر روح و جسم انسان حك مي شود و باقي مي ماند.

براي اين فرايند پرورش ، ما فرصت بسيار كمي داريم ، فرصتي به درازاي 6 سال اول زندگي : از بدو تولد تا شروع 7 سالگي.

از آنجا كه رشد هوش پس از 6 سالگي به كندي مي گرايد و در 17 سالگي متوقف مي شود. تمام زماني كه براي پرورش هوش در اختيار داريم همين 6 سال اول زندگي است.


هوش ، همچون ساير امور ، آموختني است اما آموزشي نه به شيوه مستقيم مدرسه اي بلكه با بهره گيري از روش هاي خاص.

ارتقاي هوش را از همان بدو تولد و ماه‌هاي اوليه زندگي نوزاد مي توان آغاز كرد ، ولي براي نوزادي كه امكان خواندن و فهميدن و نوشتن ندارد انجام چنين امري چگونه ممكن است ؟

تمام آنچه كه بايد وارد ذهن كودك زير7 سال شود تنها و تنها از طريق حس و تجربه عيني امكان پذير است و چنين آموزشي شكل بازي به خود مي گيرد ؛ چرا كه انسان در اين سن هنوز فاقد هوش انتزاعي است.

بازي براي كودك زير 7 سال يك مدرسه است ، يك امر جدي است.

روانشناسي بازي بر شناخت و كاوش و معرفي اين مقوله نگرش دارد.


بسياري از مادران نمي دانند با كودكي كه لجوج است ، گستاخ است ، گوشه گير است ، ديرآموز است ، بيش تحرك است ،چگونه رفتار كنند.

روانشناسي بازي مادران و پدران را در اين زمينه تجهيز مي كند و به آنها كمك مي كند به شيوه‌هاي تربيت يك فرزند سالم و موفق دست يابند.

با دستيابي به روش هاي اصولي پرورش نه تنها مي شود از بسياري مشكلات رفتاري كودك جلوگيري كرد و با ارتقاي هوش او زمينه هاي زندگي موفقيت آميز وي را تامين كرد ، بلكه حتي ، اگر شرايط ژنتيكي مناسب باشد ، به سادگي از او يك نابغه ساخت.

رفتار با كودك نيز همانند هر تكنيك ديگري آموختني است ؛ فقط كافي است براي اخذ و اكتساب و كاربرد آن داراي انگيزه باشيم.

چه انگيزه اي بالاتر از اينكه فرزنداني خوشبخت وجامعه اي سعادتمند داشته باشيم؟

بيان اين واقعيت به هيچ وجه مبالغه نيست .اگر ادعا شود در ميان مسائل سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و ... توجه به زيرسازي رواني انسان در 6 سال اول زندگي در راس تمام امور ديگر قرار دارد.

جاي بسي شگفتي و افسوس  است  ، مادرانی که   ساعت‌ها و روزها را براي فراگيري يك زبان خارجي يا دوخت نوعي لباس يا آشپزي صرف مي كنند، جهت  فراگيري روش هايي براي چگونگي تربيت كودكاني كه بايد در آينده خوشبخت و موفق باشند حتي در حد حضور در يك كلاس گل آرايي بها نمي دهند و هنوز به شيوه هايي متوسل مي شوند كه از مادر بزرگ‌ها به  رسيده است ؟



نقش بازي در رشـــد اجتماعـــي كـــودك :

بازی، موجب ارتباط كودك با محيط بيرون مي شود و دنياي اجتماعي او را گسترش مي دهد.

موجب شكـــوفايـــي استعدادهاي نهفته و بروز خلاقيت مي شود.

همكاري ، همياري و مشاركت كــودك توسعه مي يابد.

با رعايت اصول و مقــــررات آشنا مي شود.

همانند سازي با بـــــزرگسالان را مـــــي آموزد.

با مفهــــوم سلسله مــــراتب آشنا شده و آنــــرا رعايت مي كند.

رقابت را مي آموزد و شكست را بطور واقعــــي تجربه مي كند.

قدرت ابراز وجود پيدا مي كند و از ترس، كمرويـي و خجالت بيهوده رها مي شود.

حمايت از افــــراد ضعيف را مـــي آموزد .

.
نقش بازي در رشــد عاطفـــي كــــودك

نياز به بـــرتري جويــــي را ارضا مي كند.

موجب ابراز احساسات، عواطف ، ترس ها و ترديدها ، مهر و محبت ، خشم و كينه و نگراني ها مي شود.

تمايل به جنگجويــي و ستيـــزه گــــري را كم مي كند.

برون نگــــري كــودك را افــزايش مي دهد.

نقش بـــازي در رشد جسمـــي كـــودك :

مـــوجب رشد هماهنگ دستگاهها و اعضاي مختلف بدن مي شود.

باعث تقويت حواس كــــودك مي شود.

نيـــرو و انرژي بدن را به بهتـــرين شكل مصرف مي كند.

كـــودك به تــوانمندي هاي فكـــري و بدني خود آگاهـــي پيدا مي كند

 

منوی اصلی

خبرنامه

نام:

ایمیل:

آمار بازدیدکنندگان

146امروزmod_vvisit_counter
139دیروزmod_vvisit_counter
1141این هفتهmod_vvisit_counter
1733هفته گذشتهmod_vvisit_counter
3995این ماهmod_vvisit_counter
7347ماه گذشتهmod_vvisit_counter
227804کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 3 مهمان حاضر
IP شما: 54.145.252.85
 , 
امروز: 29 آذر 1393